امید مهر پاییزی

…..
برگهای مغزپسته ای ، زرد ، نارنجی ، ارغوانی ، سرخ خونی .، صورتی . و ..تمام كف سر سبز ،  پارك های سطح  شهر ها  ، و كوه كمرهای فلات ایران  را فرا گرفته بود ..
باد سرد و ملایم پاییزی با تمام لطافت ، با سردی دلپذیری تنها برای خود می وزید .. ادم های غم زده و ناامید  ، و از خود بیگانه ، مسافر گونه   ، چندی خسته و پیر در گوشه كنار و بر روی نیمكت های زهوار در رفته پارك ها  ، و بسیاری در كوه وكمر ودره ها ، مترسك گونه نی حركت .. نشسته بودند ..
جوان ترها .. چندی سرپا و بی رمق و افیونی به نكته های نامعلومی بر اسمان ابی رنگ پاییزی چشم دوخته بودند ، چندی قدم زنان با سری افكنده و خیره به زمین ، برگهای رنگارنگ پاییزی را  زیر پا لگد می كردند .. هیچ صدایی انسانی به گوش نمی رسید ، هیچ سخن وپچ پچی در میان نبود ..صدای باد بود و خش خش ساییدن برگها به هم ..و به تنه درختان … پاییز را بی نهایت غم انگیز جلوه می داد..
زن ها همه یك شكلی ، قد كوتاه و خپله  شبیه كیسه سیاه زباله بر روی زمین پرشده از برگهای رنگارنگ ، وول می خوردند ، لكه های  سیاه و گرد ی در گوشه و كنار به چشم می امد كه گمان می رفت ، زنان پیر و از كار افتاده باشند ، هیچ تماس و نزدیكی و هارمونی با دیگر فضای پاركها  و كوه و دره های فلات به چشم نمی خورد .. نقاش ماهری هم اگر می بود ، توانایی نداشت كه این منظره را در رویایش به تصویر كشد ..
باد تند تر و تندتر می وزید ..هر لحظه به سرعتش افزوده می شد  كه مرد پیری عبوس  زاهد صفت  با عمامه سیاه و عبای قهوه ای گاوی و ریش جو گندمی  و چشم های دریده خون اشام .. به همراه  چندین هزار  مردخپله و ریش پشمو و گرد و یغور با اوركتهای  سبز كثیف تیره با لكه های بژ و قمه و قداره به كمر ، از در ورودی پارك با دب دبه و شب شبه ای وارد شد ..
ناگهان و در یك لحظه گرد بادی با تمام برگهای رنگارنگ پاییزی در گرفت ،  تمام این مرد پیر عبوس عمامه به سر و خپله های اطرافش را در میان گرفت .. كه چند لحظه ای قادر بدیدن هیچ چیز نبودند ..
خس و خاشاك گرد باد كه فروكش كرد ، عبای پیر مرد دور گردنش پیچیده بود و خپله ها به موش های ریزی تبدیل شده بودند .. بجایش جوانان دخترو چسر .. قد كشیده و استوار قامت ، سر عبای پیر عبوس  زاهد را در دست گرفته می كشیدند .. عمامه همچنان دست نخورده سر پیر مرد مانده بود ..
فضای پاركها  و كوه ها و دره ها همه یكی گشته و مخلوط هم شده بود و انسان ها  همه سرزنده و  و جوان و شاداب روی برگهای رنگارنگ به قدم زدن و صحبت مشغول بودند ، جوانترها جفت جفت در تما م فضای پارك در حال دل دادن و قلوه گرفتن بودند ، بچه های زیادی هم پیدا شده و دست در دست هم دختر و پسر مشغول بازی و شادی بودند ، پیر زنها و پیر مرد ها با موهای سپید و چهره ای خندان به رنگهای پاییزی برگها ، رنگ سپید افزوده بودند و در گوشه و كنار با هم نجوا عاشقانه می كردند ..
پارك بزرگی در سطح فلات ایجاد شده بود ، در وسط پارك ، زیر درخت بزرگ اقاقی ،  سن  پر از برگهای رنگارنگ پاییزی اراسته و روشن به نور خورشید می درخشید ، ویلون زن پیر ماشه حزن انگیز و پر امید خود را به سیم های ویولون می كشید ، جوان شادابی در كنار و گوشه چپ سن ، نشسته و همچون عاشقی معشوق خود ، دف را در دستها و سینه می فشرد و می نواخت ..در وسط سن زن سرو قامتی ، سپید روی و سپید موی و شاداب و با لبخندی به لب ، با صدای پرقدرت و رسا كه بلند گویش باد پاییزی بود می خواند …
پاییز امد ، لا به لای درختان          
لانه كرده  كبوتر
از تراوش باران می گریزد
خورشید از غم ،
پشت ابر سیاهی ، با تمام غرورش
عاشقانه به گریه ، می نشیند ..
من با قلبی ، به سپیدی روز
همچو عطر اقاقی ،
در میان درختان می نشینم
اید روزی ، بامید بهاران
پای دامن صحرا
از خون یاران لاله روید ..
ساری گلین . گوزیم . ساری گلین ..

پیر عبوس زاهد ، عمامه از سرش افتاده بود و جیغ و دادش در گلو خفه گشته و فقط صدای خودش را می شنید .. مرا كجا می برید ..؟
این جا كجاست  ؟
این شیاطین از كجا پیدایشان شده ، این جا بهشت شیطان است ، من نمی خواهم اینجا قبض روح شوم .. نكند در ان دنیا به جهنم بروم .. مرا از این مكان دور كنید ..
جوانان استوار قامت و شاداب و خندان می گفتند :
پیر مرد زاهد ،  این سزای توست ، هزاران سال باید بر این محورپارك  بچرخی  .. فقط ما یك بار تو را دور اینجا میگردانیم ، در دایره كه افتادی خود بخود می گردی ..  دنیای دیگری هم نیست ..  بگرد تا بگردیم …

این ورودی در كنكاش فرهنگی فرستاده شده است. پیوند پایدار به آن را نشانه‌گذاری کنید.

35 پاسخ برای امید مهر پاییزی

  1. ناشناس می‌گوید:

    سلام دوست عزیز ممنون از اینکه لینک وبلاگ مرا در وبلاگتون قرار دادید ضمنا با اینکه من سیاسی نیستم و اصولا از تعاریف سیاسی تعریف شده منزجرم اما مطالب شما رو خوندم گرچه سیاسی نیست و فقط بیان دیدگاه و گاهی شخصی به موضوعات پرداخته شده برای شناختن سیاست لازمه هایی وجود داره که اولینش بودن در کنا رموافقهاست و بعد نقد آن نه حمله و زیر سوال بردن این فقط تاثیر موقتی دارد و درمان نیست اینکه شما باید به عنوان یک جامعه شناس تقاضای مردم رو از خواستگاه اونها از یک جامعه سالم بشناسید تا بتونید به مسایل سیاسی دقیقتر نگاه بیندازید در حال حاضر در کشور ما مردم کمتر از آن چیز که به آنها میدهند مطالبه میکنند در واقع مفهوم اساسی حقوق مردم در یک کشور بنا بر آنچه است که مردم حتی آن را نمیشناسند درصورتی که مردم حقوق خود را نشناسند تبدیل به گوسفندانی می شوند که فقط به دنبال فحاشی و سرو صدا کردنهای بیهوده اند در واقع مردم گیج و گنگ به مسائل می پردازند و نمیدانند به حقیقت چه می خواهند و ارزش واقعی در چیست؟این است که میتوانم بگویم شما در اینجا رویداد ها را مینویسید(با توجه به چند پست آخر) و اینکه حال چقدر این رویدادها به زندگی مردم نزدیک بوده و اصلا آنها میتوانند آن را بپذیرند یا نه باید مد نظر قرار گرفته شود تا زیر ساختهای ذهنی مردم از حقوقشان و آنچه باید در یک جامعه سالم داشته باشند درست و بر مبنای حقیقی نباشد تو بوق و کرنا کردن حوادث و آنچه بر سرشان امده است بی فایده است.
    البته این نظر شخصی من بود ممنون از اینکه به من سر زدید

  2. هیوا می‌گوید:

    سلام.
    باید منتظر گرد و خاک این خس و خاشاک باشند آقایان. جملات پایان مرا به یاد سیزیف و افسانه اش انداخت.

  3. بهاره می‌گوید:

    خیلی قشنگ نوشتی
    بخصوص اولش که آدم میره تو حس بعد یه دفه این حس قاطی می شه با تنفر
    .
    .
    .
    البته 20 سال هم کم نیست که آدم توش زندگی کنه. ببخشید زندگی نه..آدم توش زنده بمونه!

    …………………………………………………………………………………………………………………….

    گرامی بهار ازادی …كجایش نفرت بود .. ؟
    همه كوتوله ها و « كوتاه استینان به گفت زنده یاد سعیدی سیرجانی « كه در زندان خفه اش كردند ..
    تبدیل می شوند .. به استوار فامتان و زیبا رویان « بروم ویرایش كنم زیبا رویان رویایی فراموش شده «
    و پیرعبوس زاهد .. فقط مجبور می شود دور این شادی و رقص واواز .. بچرخد ..از شكنجه و دار و اعدام و زندان و عقوبت های اسمانی مسلك در ان پیدا نیست ..
    می فهمم از بس در این سی سال كینه و نفرت كاشته اند .. ساده نیست به شادی و ازادی و رفاه انسانی فكر كردن..
    زندگی دراز و زیباست

  4. سهیل می‌گوید:

    درود دوست عزبز درود دوست عزیز
    بسیار امید شیرینی دادی هر چند کمی دور از ذهن به نظر میرسه ولی باز هم کام من رو شیرین کرد به هر تقدیر همه به امید چنین روزی هستیم

    ………………………………………………………………………………………………………………….

    گرامی دوست ..
    این قصه یك رویاست .. رویا هم هر چند همه اش امكان پذیر نباشد ، امید زیبا دیدن را تقویت می كند ..
    در نطفه نا امیدی و یاس .. تخم عشق و ازادی می كارد ..
    شادی تو معلوم است كه به ما و همه ازادی خواهان ..امید ازادی می دهد
    شاد زی و دیر زی
    بدرود

  5. سهیل می‌گوید:

    درود
    خیلی هم عالیه. من هم شما رو با نام شور و شعور و شرف لینک کردم.

  6. شب نامه می‌گوید:

    خيلي خوب نوشتي …
    و ممنون ازاينکه بهمون سر زدي …

  7. درنا می‌گوید:

    سال هاست که در انتظار پاییزی رنگین نشسته ایم.ساز هایمان را کوک کرده در انتظار صدای اولین آرشه…که امید هنوز هست.عشق هم…

  8. فکر میکنم واقعا اشتباه می کنید!
    تنها چیزی که ما آن را نمی پسندیم، آزادی به قول شما «کنترل شده» است که اصلا به نظر ما دیگر اسمش آزادی نیست!
    در ضمن، خوشحال می شویم اگر به سوال مطرح شده در وبلاگمان، پاسخی میدادید تا آن را منعکس کنیم.
    همۀ نظرات منعکس می شوند.
    با تشکّر
    مدیریت وبلاگ Romita
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب به رو Romita
    هیچ عجیب و غریب هم نیست .. در تحت حاكمیت دیكتاتوری مذهبی شیعه .. یك تاییده « اخلاقی « می گذارد پایین صفحه و ادعا می كند كه « همه نظرات را منتشر می كند « شما و هیچ خدا و شیطان دیگری .. حق ندارید اول نظرات را ببینید و بعد انتشار دهید ..این نقص ازادی ست ..
    در صورتیكه در نظرات فحاشی به فرد بی مقام و مستولیت مملكتی شد .. شما می توانید بعد از اخطار دادن به فرد فحاش ..نوشته ایشان را حذف كنید ..
    این نوع سئوال « ستاره دار كردن دانشجویان « .. و اجازه داشتن و یا نداشتن هم باز همانگونه شاگرد دیكتاتوری ست ..
    اصلن هیچ دولتی حق ندارد در امور دانشجویی و اموزش علم و دانش دخالت كند .. دولت دیكتاتور شیعه اسلامی .. همه امورش به ناحق و نادرست است نه فقط .. « ستاره داركردن دانشجویان «

  9. درنا می‌گوید:

    گرامی دوست من.فیلتر شدم…اگه خواستی با دستان پرمهرت نشانی من رو ویرایش کن.
    http://www.iranesabz19.blogspot.com/
    به امید ایرانی آزاد…
    سبز باشی

  10. شایان می‌گوید:

    درود
    انگار این بلاگفا نمیخواد من ارتباطم رو با شما حفظ کنم
    چون نمیشه از اون طریق به شما دسترسی پیدا کرد گفتم از طریق فیلتر شکن بیام فکر نکنی با توضیحاتت قانع شدم
    عزیز برادر شما لطف کن غیر از فیلتر شکن بیا ببین که اصلا نمیتونی به ادرس مراجعه کننده گان دسترسی پیدا کنی
    پس به من حق بده به تو مشکوک باشم اونم بعد از مراجعه شما چون من هرگز ادم فحاش توی وبلاگم نداشتم ولی به یکباره با حضور شما اینگونه انسانها هم پیداشون میشه در صورتی که من با همه تاخت و تازم هیچ وقت توهین به کسی نمیکنم که کسی فحاشی کنه
    بعد هم عزیز برادر وقتی من با تعادل دستونشته تورو به سمت تعادل کشوندم و پاسخی به پست خاورانت دادم با چرندیات اذان بده تو روبرو شدم و پست اتهام جاسوسی رو به روز کردی که اگه منکرش نمیشی قصدت فقط تاختن به باورهای من بود
    پس میبینی هر جور هم که رهات کنم بازم همانند گربه چهار دست و پا فرود میای
    هر کس که موافق دستنوشته های تو نیست از دید تو مزدوره برا همین چرندیات ادان بده رو همیشه برای همه تکرار میکنی
    من تنها از تو خواستار یک عذر خواهی شدم اما باز تو دست از روش چرت گویی خود بر نمیداری همین میشه که یکی مثل منو مجبور میکنه سماجت بخرج بده و عنوانهای ساخته شده ذهن خودتو به خودت برگردونه مثل همون مزدور بودن
    پس اگه برات سخت نیست به اشتباه خودت معترف بشی تنها یک عذر خواهی کافی هست تا دیگه منو نبینی
    در ضمن از بهاره عزیز هم تشکر میکنم که منو به اتش بس با تو دعوت کرد هر چند من هیچ وقت حتی در اندیشه خواستار بدی برای هیچ کس نیستم چه خواسته مرگ و نابودی حتی برای دشمنانم چون اونها هم ماموریت زندگیشون بدی کردنه تا بدی نباشه خوبیها دیده نمیشه
    پس دوست عزیز قبول که از طریق کلیک کردن اون طرف به ادرس من اومد اما فحاشی هات و توهین پست اتهام جاسوسی تو برا من یکی قابل گذشت نیست مگر با عذر خواهی
    منتظرم

  11. باران می‌گوید:

    من موندم شما کافرا که اینقدر ضد اسلامی هستین چرا ایران موندی برو اروپا و آمریکا حالش رو ببر اعتماد به نفس فانتزی هم نداشته باش که شما ها میتونین جمهوری اسلامی ایران عزیز رو عوض کنین…
    اینقدرم خونت رو کثیف نکن…
    برو لاس وگاس حالشو ببر ایران اسلامی چیه….
    ایران مال ما بچه بسیجیای دیوووونس بروووووووووووووووووووووو….
    تو رو جون به جونت کنن همینی که هستی…
    انا لله و انا علیه الراجعون…
    یا علی
    البته اگه به اینم یک ذره احترام قائل باشی….

    ……………………………………………………………………………………………………………

    ای انكه به نام دین كنی رنگین
    از خون برادران من بستر
    با زور نشد جهان به كام كس
    مفروخت كسی عقیده را با زر
    شد دامن مادران خونین دل
    از خون هزار مرد میدان تر
    خون بود كه ریخت از در و دیوار
    جان بود كه باخت مرد گل پر پر
    پاداش چنین دهند انسان را بعد از همه روزهای درد اور
    دین گفت ، دهان ببند اگر بد گفت
    گر خواست پرد پرنده بندش پر
    این حكم كه تو ز جهل و كین دادی
    ای و…ای كجا شود مرا باور
    نه خانگی ام نه در خیابابم
    حیرانم از ان چه امدم بر سر
    پنداشته ای كه خلق جان داده
    تا بر سرمن ز نو رود معجر
    جان داده رفیق راه ازادی
    تا باز شوم كمینه و ابهر
    همواره زند به كار دولت چنگ
    جان باخته را نصیب شد نشتر
    شهد است به ساغر دغلكاران
    زهر است به كام دوستان خنجر
    ای انكه به حلیه و ریا گشتی
    خورشید طلوع كرده از خاور
    بر دار حكایت من و ما را
    اندیشه به نو كن و ز غم بگذر
    تاریخ دوباره می شود تكرار
    این قصه ی نیمه می شود اخر

    هشدار كه ان نماند و این هم نیز
    اینده به كار ما شود داور
    « سروده مینا اسدی و خواننده اواز گیسو شاكری «

  12. Mohsen می‌گوید:

    بشر مجبوره که رو به جلو حرکت کنه و دقیقا داره همین کار رو هم می کنه (منظور من از حرکت رو به جلو : ایجاد زمینه ای برای کاهش رنج ها و ناراحتی های انسانی و فراهم شدن یک محیط زندگی توام با آسایش کامل هستش) و البته که مردم ما هم جزئی از بشریت هستند ! هر چند پیران عبوس و زاهد رو در مقابل خودشون داشته باشن !

  13. شب گرد می‌گوید:

    شناخت و معرفت از راههای مختلفی حاصل می گردد . یکی از آنها هم تصوف است و ریاضت کشیدن. اما هر عارفی که ریاضت نمی کشد . می شود ریاضت نکشیده باشی و معرفتی جزئی هم حاصل شده باشد. وقتی به منتهای درجه از خدایی که برسی و ذوب در ذات لایزال حضرت حق بشوی . وقتی که بدانی جهان هیچ نیست جز ذره ای از وجود حضرتش . وقتی که هرچیزی را بر هر کسی ببخشایی و هر چیزی را بپذیری. وقتی که از هیچ چیز باارزش و بی ارزشی آزده نشوی انگار که عارف شده ایه و معروف گشته ای و معرفت یافته ای.
    نه این که ادعایی داشته باشم . اما این هدفی بزرگ است که شاید روزی بدان برسم. امیدوارم.
    اما اینها همه که گفتم ادعای آناریستهایی است که از آناریسم دنیایی بهتر را توقع دارند نه هرج و مرجی که در آن میانه دیگران را بنام بصیرت بدرند و آنچه را خود نیک میدانند به هر قیمتی تحمیل کنند.
    …..
    ……………………………………………………………………………………………………………….
    در جواب شبگرد
    انارشیسم هیچ ربطی به عرفان و تصوف و ریاضت كشی به خدا و به خدایی رسیدن ندارد .. انارشیسم ماتریالیست دیالتیكی ست كه رهبریت و رهبری فردی و یا تك رهبری و تك پرستی را بطور كامل رد می كند .. كه پایه و اساس همه مذاهب و از جمله تصوف و عرفان .. تك رهبری پرستی مطلق است .. بگذریم .. سئوال دیگر ..
    از انجایی كه دوستان وبلاگی بلاگفایی ما نمی توانند برای وبلاگ ما كامنت بگذارند .. البته چند مامور و مزدور این كار را كرده اند .. از انجایی كه می دانم شما از ان مامور و مزدورها نیستی .. سئوال می كنم .. شما چگونه توانستی در وبلاگ ما كامنتی بگذاری ..؟
    توضیح شما هم می تواند سانسور و حذف دولت اسلامی شیعه را بشكند و هم می تواند به اطلاعات رفقای بلاگفایی مان بیفزاید و هم به مزدورران بفهماند كه هر كاری بكنند.. روسیاه خواهند ماند و ما ازادی و ازادی اندیشه و ازادی مطبوعات و ازادی زنان و .. جدایی مذهب از دولت و متوقف كردن تفتیش عقاید را فریاد خواهیم كرد ..

  14. بهاره می‌گوید:

    چقدر خوبه هر کی دین خودش رو داشته باشه و اگه دینداره , فقط خدا رو محور قرار بده. نه حرف های چرنده یه مشت آخونده ………….
    در جواب باران

  15. هومن می‌گوید:

    درود بر تو دوست گرامی
    با نوشتاری در مورد {مغالطات} بروزم.
    منتظر حضور گرم و دیدگاه با ارزشت هستم.
    بدرود
    جاوید باد ایران
    زنده باد آزادی
    نابود باد استبداد(از هر نوع)

  16. شبگرد می‌گوید:

    من که مشکلی نداشتم
    یه اسم یه ایمیل یه آدرس وبلاگ و بعد هم تایپ کردن متن توی این قسمت.
    باور کنید هیچ کار دیگه ای هم نکردم.
    از دایال آپ هم استفاده می کنم . بدون فیلتر

  17. شبگرد می‌گوید:

    راستی خوبه که از هجویاتی که درباره مدرنیته نوشتم یه مطالعه ای داشته باشی.
    من که قرار نیست هی به تو جواب پس بدم که عارفم یا آنارشیست. تو با این همه قواعذد آنارشیستی و من با این همه مسامحه آنارشیست نیستم . به خدا که تو نوبری.
    به انارشیسم قسم که تو نوبری.
    حالا اگر من تورو رهبر بدونم و بقیه آمارو هم رهبر تر بدونم و معرفت هم داشته باشم و ریاضت هم نکشم و سرم رو هم برای تیغ تو یا همه دشمنهای تو آماده کنم بازم نمی خوای آنارشیسم منو قبول کنی .
    دنیا داره عوض میشه و یه روزی میرسه که عرفان بسته به یه قرص بشه آبی و قرمز درست مثل ماتریس و بازم تو می گی که عرفان چیه آنارشیسم منم آنارشیسم یه چیز دیگه هست . من شورشگرم
    میدونی دیگه اگه بخواهی خودتو محور تموم دنیا بدونی روی جواب دادن من حساب نکنی ها . میتونی بیای فحش بدی و بری و جوابش رو هم نشنوی و…..
    خوب باشه به درک اصلا من هم نفوذی هستم …..

    …………………………………………………………………………………………………………………………

    ای وای .. انارشیست عارف عزیز دل … خاك عرفان و انارشی بر سرم ..
    فكر می كنم یك كج فهمی پیش امده .. شما كه می فرمایید « وقتی که از هیچ چیز باارزش و بی ارزشی آزده نشوی انگار که عارف شده ایه و معروف گشته ای و معرفت یافته ای.
    نه این که ادعایی داشته باشم . اما این هدفی بزرگ است که شاید روزی بدان برسم. امیدوارم. ««
    چه شد از نوشته ما اینقدر بر اشفته و ناراحت شدی ..
    عزیز دل ، من دانسته هایم را در باره انارشیسم نوشتم .. شما بیا از چند انارشیست صاحب نظر و معتبر و فعال چه قدیم و چه جدید بپرس كه انارشیسم چیست و چه می گوید و چه می خواهد ..؟
    اگر در انها چیزی راجع به خدایی رسیدن عرفان و تصوف بود .. بیا گردن ما را بزن ..
    شما و هر بنده خدا و ناخدایی ازاد است كه به هرچه خواست باور داشته باشد .. اما دولت كه مذهبی شد .. و جنایت كرد و كشتار و زندان و شكنجه براه انداخت .. دیگر مذهب این دولت قابل احترام و ارزش نیست
    ببخشید كه ما سئوالی كردیم و شما زدی به صحرای كربلایی حسینی ..ما كجا فحاشی كردیم و شما جواب دادید و یا ندادید ..
    ما كجا خود را محور دنیا دانستیم .. شورشگر هم باشیم و یا نباشیم .. اما شورش بر هر دولتی را خق مردم می دانیم .. چرا كه دولت ها راه ازادی گفتارو نوشتار و فعالیت فرهنگی و سیاسی مردمی را سد می كنند .. و همه چیز را در اختیار موافقین و هم فكر ها و هم طبقاتی خودشان می گذارند ..
    هركجا هستی خوش باش و عارف انارشیست هم باش
    بدرود

  18. هومن می‌گوید:

    درود بر تو دوست عزیز من
    با افتخار به پیوندها افزوده شدید
    بدرود

  19. محمدرضا می‌گوید:

    جملاتت نشانگر شخصیت به لجن کشیده شده ات بود… ناموس فروشیها و وطن فروشیهایت به خودت و دین فروشیهایت با صاحبان آن…
    امیدوارم در آینده اینگونه که امروز کشور و نامسوت را به حراج گذاشتی نباشه…

    …………………………………………………………………………………………………………………

    ای محمد رضای پیرو و مقلد و چاكر و بنده سید علی و عدل علی .. ای مفت خور .. خجالت هم خوب چیزی است كه شما مفت خور های درگاه علی نداشته و ندارید .. تو جرات نداری چیزی كه ما نوشتیم در كامنت دانی ات نشان دهی ..
    وطن و پول سیاه نفت و همه دارد و ندار این مملكت و ملت فقیرو بدبخت دست شما گروگان گرفته شد ه..
    اگر فروشی باشد شما وطن را می فروشید و توی سر هر ازادیخواه و حق طلبی می زنید ..
    ناموس شما همان لای چادر پیچده های خاله زنك و بدبخت و بی خبر از دنیاست كه به سرش بزنید و اضافه حرف زد ، خفه اش می كنید ..
    زن ستیزی در ذات اسلامی شما نهفته است .. چند صباحی همه را به سلابه بكشید ..خدای شما هم دقیقن قاتلی ست مثل شما ..
    هشدار كه ان نماند و این هم نیز
    اینده بكار ما شود داور..

  20. ali dana می‌گوید:

    خدا اگر می تونست یه کاری برای خودش می کرد که جاشو گرفتند جرئت نداره حرف بزنه

  21. محمد علی ابراهیمی می‌گوید:

    جل الخالق !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    عجب تا حالا فکر نمیکردم که یک حیوان جنگلی هم بتواند از احساسات و عواطف درون مطلب بنویسد ….
    بدبخت دل تو و امثال تو هم که کینه خدا ان افریدگار پاکت را به سینه داری و کینه رسولان الهی بر بشر را به سینه داری مانند همین برگ درختان زرد شده است ولی هیهات که روزی همین درختان خشک باز ایند به بهار و طراوت و زیبایی میابند ولی هیهات به تو وامثال تو که هرگز تغییری نمیکنید و همیشه زرد و خشک و بی رنگ باقی میمانید تا ان لحظه که مرگ را دریابید و به سراغ گورستان های تنگ و تاریک روانه شوید ….

    اف بر تو باد ای بی خرد …………….

    یا ایها الانسان ما غر بربک الکریم = ای انسان چه چیز تو را به پرورگار کریمت مغرور ساخته ؟! ( سوره زمر )

  22. آگاهی می‌گوید:

    سلام شورشگران عزیز
    اول بابت اینکه همیشه خواننده مطالب من هستین ازتون تشکر میکنم
    در مورد این کامنتی که گذاشتین ،اگه آخر متن رو دقت کنین من نظر شما رو هم گذاشتمه اونجا که گفته بودین تا مذهب از قدرت به زیر کشیده نشه تعصب از بین نمیره ،من مذهبی هستم البته نه به شکل قالبش ولی یادم نیست هیچ وقت به کسی توهین کرده باشم وتا تونستم از تعصب بیجا دوری کردمه ،چون میدونم که شاید اندیشه امروز من اندیشه فردای من نباشه

    ………………………………………………………………………………………………………………………….

    هر كس كه مزدور دم و دستگاه زور و تجاوز و قدرت نباشد .. و بر علیه رشوه و دزدی و فساد دولتی اقدام كند .. و ازادی مطبوعات و ازادی احزاب و ازادی زنان را در برنامه داشته باشد .. ما خواهیم خواند و حمایت و پشتیبانی هم خواهیم كرد ..
    جمع بندی چه باید كردهای شما را دوباره خواندم .. در پایان اشاره ای به كامنت ما بطور مجهول كرده اید .. .. نه نظر من دینی نمانده است كه ما انرا از دولت جدا كنیم .. این دخالت مذهب و مذهب رسمی كشور و تفتیش عقاید را باید از وظایف دولتی به كناری نهاد ..
    باید نباید های خیلی گسترده و بدون هیچ گونه سازماندهی .. راه به جایی نمی برد .. باید حداقل ها را به میان نهاد .. و شروغ به سازماندگی كرد ..
    لینك هم نو سازی شد ..
    بدرود

  23. ali dana می‌گوید:

    شما را به دیدن این ویدیو دعوت می کنم alihassanfaraji.blogfa.com

  24. آگاهی می‌گوید:

    سلام دوست عزیز دوباره فیلتر شدم اما همچنان هستم وسختر از قبل لطفا اگه بشه لینک منو اصلاح کنید فقط کافیه که یه حرف b انگلیسی به آخر آدرس اضافه کنید ازتون ممنون میشمwww/iranmanvmab.blogspot.com

  25. امیر می‌گوید:

    سلام
    حتما به وب بنده یه سرب بزن تا یک سری موضوعات واسط روشن بشه !
    منتظرت هستم .

    …………………………………………………………………………………………

    از انجایی كه شما یك تاییدیه هم پایین گذاشته ای و ما هم انیظار داریم نوشته خود ار بلافاصله ببینیم و و این نوشته ما می توانست پستی باشد .. شاید تكمیلی در پست بعدی تحت عنوان .. چرايي ؟ انیشار شود ..
    پس تحلیل خود را از پست خبری شما این جا می اوریم ..
    اروپا و سیاست مدارانش .. استاد بازی كردن و بازی دادنند .. و همیشه هم نفع اقیضادی و اجتماعی خود را در نظر داشته و سیاست خودشان را بر پایه نفع اقتصادی پی ریزی می كنند … در سیاست اروپا ماموری مزدوری و دستور مقامات بالا و خط قرمز كشیدن های حاشیه و رهبری در راس را ندارند.. اگاگه به منافع مادی و اجتماعی خویشند و خود را از جریان اقتصادی به درو و جدا نمی دانند .. جا نماز هم ندارند به اب بكشند … و معمولن زبان سیاسی شان به داخل خود و به بیرون خود همان است كه هست ..
    و این هم در سایه مطبوعات ازاد و نوشتارو گفتار و بحث ازاد بدست امده است ..
    اما سیاست ایران اسلامی دیكتاتوری شیعه و كلیه كشورهای خاورمیانه اسلامی دوگانه عمل می كند .. پشت پرده هایی دارد كه برای ملت خود انتشار نمی دهند از این و انجا چیزهایی درج می كند و دروغ ها و چند صفتی شان اشكار می شود .. اما از انجایی كه ملت خود را در فقرو بی سوادی و نااگاهی به منافع خویش نگه داشته اند و این كار از طریق سركوب شدید مطبوعات و كنترل ان ..
    زندان و شكنجه و اعدام و ترساندن مردم از زور وچماق حكومتی ..
    گسترش فقرو فلاكت اقتصادی و بیكاری و تریاك مبارك و مباح .. كه مردم را همیشه به دنبال سیر كردن شكم خود و بی خیالی و بمن چه .. انداخته است
    به كار گیری ادم های لات و لمپن و اراذل و اوباش در راس كارهای دولتی و به كنار راندن و تصفیه كردن انسان ها و نیروهای اگاه و دلسوز ….
    اینگونه .. خانه از پای بست ویران شده است …
    اورپا و امریكا هم بخوبی می دانند كه .. خانه از پای بست ویران .. خطرناك است .. می تواند با مستر تایم هسته ای ( اقا امام زمان ( منطقه را به اتش بكشد و خود و هم مسلك های خود را بسوزاند و به اورپا و امریكا هم ضرر مالی و بحران اقتصادی صادر كند .. در نتیجه با مذاكره و تحریم می خواهند زمان را كش بدهند .. شاید این بمب فلاكت اقتصادی مجبور به متالاشی شدن دورنی و هارت و پورت های اسلامی را باعث شود

  26. dariush می‌گوید:

    شاد باشید که جشن مهرگان آمد :

    می ستاییم مهر ِدارنده ی دشت های پهناور را،

    او که به همه ی سرزمین های ایرانی،

    خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می بخشد …

    «اوستا – مهریَشت»

  27. شب نامه می‌گوید:

    فيلتر شديم …
    لطفا لينکمون رو اصلاح کنييد …

    ممنون …

  28. امیر می‌گوید:

    رهبر من نور چشمان من است / عشق او آیین و ایمان من است

    ذوالفقار حیدری در دست او / طاعتش میثاق و پیمان من است

    سیدی از نسل پاك فاطمه / هم ز نسل شیر یزدان من است

    در ولایت وارث آل نبی / جانشینی از امامان من است

    همچو مه تابد به قلب شیعیا ن / نائب خورشید پنهان من است

    در هدایت سوی حق آرد مر ا / این هدایت سمت قرآن من است

    دوستانش دوست می دارم همی / دشمن او دشمن جان من است

    آنكه مهر او ندارد در وجو د / بی گمان همكیش نادان من است

    در سخن چون ابر می بارد به دل / در كویر خشك باران من است

    در حضورش موج دریا دیده ام / در كلامش راحت جان من است

    در نگاهش غرق دریا می شو م / واژه هایش در و مرجان من است

    قلب تارم را صفایی می دهد / جامع فكر پریشان من است

    من مرید آن دل وارسته ام / او مراد و پیر عرفان من است

    بوی یوسف می دهد پیراهنش / گرچه خودیعقوب كنعان من است

    من چو بلبل او چو باغ پر زگل / من چوبرگ او سرو بستان من است

    آرزوی دیدنش دارم به دل / در فراقش شهر زندان من است

    ای خوش آن روزی كه بینم رهبرم / ساعتی در خانه مهمان من است

    هرگز ای یاران دعایش می كنید / شب نمازش ذكر یاران من است

    روی خوبش با دو چشمت دیده ای / چهره اش چون ماه تابان من است

    غرق دریای تهاجم را چه غم / ناجی كشتی ز طوفان من است

    گر چه دشمن نقشه ها دارد بسی / حامی او حی سبحان من است

    در امانت او ‹‹ امین ›› انقلا ب / در شجاعت شیر میدان من است

    راه او باشد ره پیر خمین (ره) / رهرو راه شهیدان من است

    افتخار ما بود ‹‹ سید علی ››/ سرور من جان جانان من است

    چون فقیه وعالم است ودین شناس / مرجع تقلید دوران من است

    روز ششم ماه تیر از سال شصت / رهبرم جانباز ایران من است

    ای خداوندا نگهدارش تو با ش / چون دعای او نگهبان من است

    شعر امروزم كه وصف رهبر است / بهترین اشعار دیوان من است

    پیروانش نی به پاكستان و هند / درفلسطین است و لبنان من است

    گوئیا مهدی(عج) چنین گوید كه او / بهترین اصحاب و یاران من است

  29. جرس نيوز می‌گوید:

    دوست عزيز لطف دوستان شامل ما شد
    فيلتر شديم
    لطفا ما را تصيح نماييد

  30. hgkhc می‌گوید:

    nv,,,,,,,,,n.fn [,v la;,; ldckd

  31. الناز می‌گوید:

    بد جور مشکوک میزمی شورشگر

  32. کوروش می‌گوید:

    به نام اهورامزدا
    ای ایرانی برخیز ایران از آن توست!
    با درود فراوان به آریاییان همیشه ســـــــــــــــبز
    بیایید تا باهم و دست در دست هم پیله استبداد دینی را بشکنیم و آرزوی ایرانی آباد ایرانی آزاد را محقق سازیم!
    ما همه در راه استقرار دموکراسی در ایران تلاش میکنیم اما اگر اتحاد نداشته باشیم هرگز پیروز نخواهیم شد!
    همراه شو عزیز کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود!
    من آماده همکاری در همه زمینه ها هستم بیایید دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد
    هدف ما استقرار دموکراسی در ایران و برقراری کامل حقوق بشر و آزادی بدون در نظر گرفتن هرگونه شرایط و با دید انسانیت است! و تا پای جان خواهیم ایستاد
    ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم / جان من فدای خاک پاک میهنم
    با وبلاگ شبنامه در راه آزادی ایران عزیزمون در حرکتم! منتظرت هستم ای سبز اندیش!
    به امید ایرانی آباد ایرانی آزاد

  33. الی می‌گوید:

    خاک تو سرت مزدور…

  34. الی می‌گوید:

    ابلهی ابله

  35. sarbazesabz می‌گوید:

    هنوز عکس فردین به دیوارشه هنوز پرسه تو لاله زار کارشه تو رؤیاش هنوزم بلیط میخره میگه این چهارشنبه رو میبره تو جیباش بلیطای بازنده گی روی شونه هاش کوهِ این زندگی حواسش تو سی سالِ پیش گُم شده دلش زخمی حرفِ مردم شده… سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد که سی سالِ پیش ساعتش یخ زده نمی دونه دنیا چه رنگی شده، نمی دونه کی رفته، کی اومده! سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد تو یه پالتوی کهنه ی عهدِ بوق داره عابرا رو نگاه می کنه که رد می شن از کوچه های شلوغ… هنوز عکس فردین به دیوارشه خراباتی خوندن هنوز کارشه یه عالم ترانه توی سینه ش داره قدم هاشو تو لاله زار می شماره دلش از تئاترای بسته پُره چشاش از نگاهای خسته پُره هنوز فکرِ چهارشنبه ی بُردنه. یه عمره که باختاشو رج می زنه… سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد که سی سالِ پیش ساعتش یخ زده نمی دونه دنیا چه رنگی شده، نمی دونه کی رفته، کی اومده! سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد تو یه پالتوی کهنه ی عهدِ بوق داره عابرا رو نگاه می کنه که رد میشن از کوچه های شلوغ…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s